بیانیه‌ها >> استاکیست‌ها

۱۹۹۹/۸/۳

علیه مفهوم‌گرایی، لذت‌گرایی و هنرمندان خودپرست.

۱. استاکیسم نبردیست برای اصالت. به وسیلهٔ برداشتن نقاب زرنگی و اقرار به موقعیتی که در آن هستیم، استاکیست به خودش اجازه می‌دهد تا احساساتش را بدون سانسور بیان کند.

۲. نقاشی وسیله‌ای است برای کشف خود. نقاشی شخص را کاملا متعهد می‌سازد به فرآیندی از عمل، احساس، فکر و بینش، آشکار ساختن تمام این‌ها با وسعت نظر و جزئیاتی صادقانه و دقیق.

۳. استاکیسم نمونه‌ای از هنر را ارائه می‌دهد که جهان‌شمول است. این نمونه تلاقی‌ای است از خودآگاه و ناخودآگاه، فکر و احساس، معنوی و مادی، شخصی و عمومی. نوگرایی مکتبیست متلاشی‌شده - جنبه‌ای از هنر مجزا و اغراق شده‌است تا به کلیت آسیب بزند. این یک تحریف بنیادین در تجربهٔ بشریست و مرتکب دروغی خودپسندانه می‌شود.

۴. هنرمندانی که نقاشی نمی‌کنند هنرمند نیستند.

۵. هنری که باید در گالری باشد تا هنر باشد هنر نیست.

۶. استاکیست‌ تصاویر را نقاشی می‌کند چراکه آن‌چه اهمیت دارد نقاشی کردن تصاویر است.

۷. استاکیست مسحور جوایز پر زرق و برق نمی‌شود، بلکه قلباً درگیر فرآیند نقاشی است. موفقیت برای استاکیست این است که صبح از رختخواب بیرون بیاید و نقاشی کند.

۸. این وظیفهٔ استاکیست است تا در ترس و معصومیت خود کندوکاو کند از طریق پدید‌ آوردن تابلو‌های نقاشی و نمایش آن‌ها به عموم، بدین صورت توسعه جامعه به‌وسیلهٔ بخشیدن قالبی مشترک به تجربهٔ شخصی و قالبی شخصی به تجربهٔ مشترک انجام می‌گیرد.

۹. استاکیست یک هنرمند حرفه‌ای نیست بلکه یک شیفته‌است کسی که ترجیح می‌دهد بر روی بوم خطر کند تا آنکه پشت اشیای حاضرآماده پنهان شود (برای مثال یک گوسفند مرده). شیفته، دور از جایگاه حرفه‌ای، همواره در کسب تجربه پیشتاز است، فارغ از این نیاز که مصون از خطا جلوه کند. جهش‌های کوشش‌ بشر توسط فرد بی‌باک صورت می‌پذیرد، چراکه او ملزم به حفظ مقام خود نیست. برخلاف حرفه‌ای، استاکیست از شکست نمی‌هراسد.

۱۰. نقاشی رمزآلود است. نقاشی دنیاهایی در دنیاهای دیگر می‌سازد، به واقعیات روانی پنهانی که ما در آن‌ها زندگی می‌کنیم دست می‌یابد. نتایج به دست آمده کاملا از مواد به کار گرفته‌شده‌ متفاوت می‌باشد. یک شی موجود (مثل یک گوسفند مرده) مانع از دسترسی به دنیای درون می‌شود و تنها می‌تواند بخشی از دنیای فیزیکی‌ای که در آن جای گرفته‌است باشد، چه در زباله‌دانی چه در نمایشگاه. هنر حاضرآماده ماتریالیسم را به چالش در می‌آورد.

۱۱. پسانوگرایی، در تلاش نوجوانانهٔ خود برای تقلید هوش و ذکاوت هنر نوگرا، خودش را در بن‌بستی احمقانه یافته‌است. آنچه که قبلا تلاشی برای جستجو و شوراندن بود (به عنوان دادائیسم) راهش را به زرنگ‌بازی پوسیده‌ای داده‌است که مورد سواستفادهٔ اقتصادی قرار می‌گیرد. استاکیست هنر زنده‌ای را فریاد می‌زند که شامل تمام جنبه‌های تجربیات بشری است، شهامت این را دارد که ایده‌هایش را به‌وسیلهٔ رنگدانهٔ ابتدایی بیان کند و احتمالا خودش را به عنوان یک غیرزرنگ تجربه می‌کند.

۱۲. علیه وطن‌پرست‌های متعصب «هنر بریت» و هنرمند خودپرست. استاکیسم یک غیرجنبش جهانی است.

۱۳. استاکیسم علیه «ایسم» است. استاکیسم یک «ایسم» نمی‌شود چراکه استاکیسم در واقع استاکیسم نیست بلکه از رده خارج است!

۱۴. «هنر بریت»، که توسط «ساچی‌ها»، جریان محافظه‌کاری و حزب «کارگر» حمایت می‌شود، ادای این ادعایشان را درمی‌آورند که ویرانگر و پیشرو هستند.

۱۵. نزاع‌های پیاپی هنرمند خودپرست برای به رسمیت شناختهشدن توسط عموم منجر به ترس و درماندگی پیاپی می‌شود. استاکیست خطر اشتباه را با اشتیاق می‌پذیرد و آگاهانه این جسارت را دارد که ایده‌های خودش را در شاخه‌های نقاشی به نمایش بگذارد. درحالیکه ترس از شکست هنرمند خودپرست به‌صورت اجتناب‌ناپذیری زیرپوستانه نفرت از خود را بروز می‌دهد. اشتباهی که استاکیست مرتکب می‌شود او را وارد وادی عمیقی می‌سازد که منجر به فهم بی‌فایده بودن تمام دعواها می‌شود. استاکیست نزاع نمی‌کند – چراکه این باعث دوری از خود و جایگاهت می‌شود – استاکیست درگیر لحظه است.

۱۶. استاکیست وظیفهٔ‌ دشوار بازی کردن نقش‌های‌ نوگرایی، یکه زنی و جلب توجه کردن را دنبال نمی‌کند. همچنین استاکیست نه به عقب و نه به جلو نگاه نمی‌کند بلکه درگیر مطالعهٔ وضعیت کنونی بشر می‌باشد. استاکیست‌ها برای جایگزین کردن کار به‌جای زرنگ‌بازی مبارزه می‌کنند، واقعیت به‌جای انتزاع، محتوا به‌جای پوچی، طنز به‌جای هجو و نقاشی به‌جای خودستایی.

۱۷. اگر این آرزوی یک مفهومگرا است که همیشه زرنگ باشد آن‌وقت این وظیفه‌ استاکیست است که همیشه در اشتباه باشد.

۱۸. استاکیست مخالف روش برپایی نمایشگاه بر روی دیوار سفید می‌باشد و خواستار برپایی نمایشگاه‌ها در داخل خانه‌ها و همچنین موزه‌های کهنه می‌باشد، همراه با مبلمان راحتی و فنجان‌های چای. محیطی که هنر در آن تجربه می‌شود نباید بی‌حال و ساختگی باشد.

۱۹. جنایات تحصیلات: به‌جای تبلیغ در ترفیع احساسات شخصی از طریق جریان‌های شایسته هنری و غنا بخشیدن به جامعه، نظام مدارس هنری به یک کاغذبازی حساب‌شده تبدیل شده‌است که اهداف اولیهٔ آن‌ها مالی می‌باشد. استاکیست خواستار یک سیاست باز پذیرش برای تمام مدرسه‌های هنری است که بر اساس کار شخص، گذشته از سابقه‌ تحصیلی او - یا به قول معروف سابقه‌‌ای که ندارد - باشد.

ما همچنین خواستار توقف فوری سیاست زندانی کردن دانش‌آموزان مستعد و غیرمستعد، چه در داخل کشور و چه خارج از آن هستیم.

ما همچنین خواهان در دسترس بودن تمام ساختمان‌های دانشکده‌ها برای تحصیل افراد بالغ و برای استفاده تفریحی افراد بومی همان ناحیه می‌باشیم. آن مدرسه یا دانشکده‌ای که توانایی ارایهٔ این امکانات را برای مردم میهمانشان ندارد، حق بودن نیز ندارد.

۲۰. استاکیسم پذیرای هرگونه اتهامی می‌باشد، ما تنها کسانی را که در همان نقطه‌ آغاز می‌ایستند متهم می‌کنیم – استاکیسم در نقطه‌ پایان آغاز می‌شود!

چارلز تامسون و بیلی چایلدیش

بیانیه‌ها >> استاکیست‌ها